العلامة المجلسي (مترجم :خسروى)

112

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى)

در اختيار اوست بخل ميورزد . پنجم - عصمت از تمام گناهان با همين امتياز از ساير مردم مشخص مىشود كه معصوم نيستند زيرا در صورتى كه معصوم نباشد ممكن است مرتكب گناهانى كه ساير مردم ميشوند بشود از قبيل گناهان موجب هلاكت و شهوترانيها وقتى چنين كارهائى را كرد بايد يكى بر او حد جارى نمايد در چنين صورتى امام مىشود مأموم جايز نيست امام داراى چنين خصوصياتى باشد . اما اينكه بايد داناترين مردم باشد براى اينست كه اگر عالم نباشد امكان دارد احكام و حدود را تغيير دهد و قضاياى مشكل او را باختلاف اندازد بطورى كه نتواند جواب آن را بدهد و اگر جواب دهد مرتبه بعد بر خلاف آن فتوى دهد . اما اينكه بايد شجاعترين مردم باشد به همان دليلى است كه قبلا گفتيم اگر فرار كند خود را مشمول خشم پروردگار كرده و اين براى امام صحيح نيست اما اينكه بايد سخىترين مردم باشد باز به همان دليلى كه قبلا ذكر شد براى امام بخل شايسته نيست دليل را ذكر نموده تا آنجا كه در رد اشخاصى كه قياس در دين را حلال ميشمارند فرموده است . اينكه چنين اشخاصى متوسل بقياس ميشوند بواسطه آن است كه عاجزند از اقامه احكام مطابق كتاب خدا و براى اخذ احكام نرفته‌اند بدر خانه كسانى كه اطاعت آنها بر مردم واجب است و خطا و لغزش و نسيان ندارند و كتاب خدا بر آنها نازل گرديده و اينست مامورند در احكام مشتبه خود به آنها مراجعه كنند از پى رياست رفتند بواسطه عشقى كه بزر و زيور دنيا داشتند و راه اجداد خود را پيمودند آنها كه مدعى مقام اولياء شدند بناچار ادعا كردند راى و قياس واجب است . كافى : حفص بن بخترى از حضرت صادق عليه السّلام نقل كرد كه به آن جناب گفتند بچه دليل امام را ميتوان شناخت فرمود به وصيت آشكار و بفضل احدى نميتواند بر امام در مورد زبان و شكم و شهوت خورده بگيرد مثلا بگويد دروغگو است و اموال مردم را مىخورد و از اين قبيل .